فنسا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


خاطرات از پدر مادر
 
خاطرات پدر و مادر
www.soodabeh60.blogfa.com/
Translate this page
پدر! می خواستم درباره ات بنویسم؛ گفتم: یداللّهی؛ دیدم، علی است. گفتم نان آور شبانه کوچه های دلم هستی؛ دیدم علی است. خلوص تو در عشق ورزیدن را نوشتم و روح تو را از هر طرف پیمودم، به علی رسیدم. آن گاه، دریافتم که تو، نور جدا شده ای از آفتاب علی هستی، تا از پنجره هر خانه ای، هستی را گرما ببخشی ؛ و این گونه بود که علی علیه السلام …
انجمن راسخون – ( خاطراتی تلخ و شیرین با پدر و مادر )
rasekhoon.net › انجمن ها › دین پژوهی › اخبار دینی
Translate this page
Mar 9, 2017 – واقعیت این است که تمام انسان ها خاطرات متفاوتی از دوران زندگی خود دارند و این خاطرات معمولا به دو دسته تلخ و شیرین دسته بندی می شوند . ما در این تایپیک از کاربران راسخون می خواهیم خاطراتی را که شاخص بوده و در دوران زندگی با پدر و مادر داشته اند خصوصا خاطراتی را که میشه ازش درسی گرفت را بنویسند . شیطنت های …
خاطرات مــــــــن و پدر + مادرم – گفتگوی دینی
www.askdin.com/showthread.php?t=27127
Translate this page
Apr 11, 2013 – بنام خدا امیدوارم حال همگی خوب باشه یه تاپیکی دیدم با عنوان خاطرات من و فرزندم ، بنظرم این تاپیک ناقص اومد ،چون پدر مادرا خودشون کارایی رو میکنن و تجربه کسب میکنن بعد اونارو به بقیه میگن . تاپیک خاطرات من و فرزند و خاطرات من و پدر + مادرم میتونن مکمل خوبی برا هم باشن پدر و مادرای الان باید از تجربیات بچه های …
احترام به پدر و مادر – ابر و باد ( خاطرات شهدا – زندگینامه شهدا – وصیتنامه …
www.abrobad.net/fa-ir/Keyword/Details/respect-fo-parents
Translate this page
وداع آخر (از خاطرات شهید مجید قنبری). مجيد ۱۸ سالش بود كه تصميم گرفت برود جبهه. هر كاري كرديم كه مانع رفتنش بشيم ، فايده اي نداشت.باباش بهش گفت: تو بمون تا من برم ، هر وقت برگشتم تو برو. قبول نمي كرد و مي گفت بايد برم… ادامه مطلب … داود در بین بچه هایم یک چیز دیگر بود. شب‌ها هر از گاهی که بیدار می شدم می‌دیدم زمزمه‌ای از داخل …
وصیتنامه احترام به پدر و مادر – ابر و باد ( خاطرات شهدا – زندگینامه شهدا …
www.abrobad.net/fa-ir/Article/index/Wills/respect-fo-parents
Translate this page
وصیت نامه شهید مصطفی (کمیل)صفری تبار. شنیده بودم که فرمانده های ما گفتند دست پدر ومادر را باید بوسید ومن هم چند بار قصد چنین کاری را داشتم که یک بار به شوخی توانستم دست پدرم را ببوسم البته پدرم اجازه نمی داد که دستش را ببوسم وبالاخره با چند ترفند پاسداری توانستم به مقصود خود برسم ادامه مطلب .
قصه ی سالگرد – خاطره(9) : احترام به پدر و مادر 1
mohamadhamid.blogfa.com/post/…/خاطره(9)-احترام-به-پدر-و-مادر-1
Translate this page
Aug 15, 2012 – خاطره(9) : احترام به پدر و مادر 1. بارها دیدم جلوی پای پدرم می ایستادند . هیچوقت در حضور ایشان پایشان را دراز نمی کردند. آنها را از دور صدانمی زدند اگر کاری داشتند می رفتند نزد پدر و یا مادر و حرف می زدند در این زمینه خاطره ای دارم: پاییز بود محمد بالای درخت خرمالو داشت خرمالو می چید . منهم توی حیاط داشتم لباسهامو می شستم .
ُ- احترام به پدر و مادر
golbargekhonin.blogfa.com/category/2
Translate this page
یکی را فرستادند اصفهان، خانواده اش را خبر کند. مرتضی آمد . هرچی اصرار کرد « پاشو بریم اصفهان ، چند روز استراحت کن،دوباره برمی گردی حوزه.» می گفت « نه ! درس دارم»آخر پای مادر را وسط کشید « اگه برنگردی ،مادر به دلش می آد، ناراحت می شه، پاشو بریم ،خوب که شدی بر می گردی.» بالاخره راضی شد چند روز برود اصفهان. خاطره ای از شهید …
خاطرات دختری از زبان مادرش … | جملات زیبا در مورد پدر و مادر …
arshidakhanoom.niniweblog.com/…/جملات-زیبا-در-مورد-پدر-و-مادر….
Translate this page
جملات زیبا در مورد پدر و مادر … 1392/8/14 12:47. نویسنده : مامان آرشیدا خانوم. 164,275 بازدید. اشتراک گذاری. ممکن ﺍﺳﺖ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﻢ ﺍﻣﺎ … ﭘﺪﺭﻡ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻣﻦ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ”. دختر عشق باباشه بابا عاشق کاراشه روی دو چشمون بابا دخترم فقط جاشه. پدرم ، تنها کسي است که باعث ميشه بدون شک بفهمم فرشته ها هم ميتوانند مرد باشند ! ——————–.
مادر …. پدر – خاطرات فراموش شده… – BLOGFA
gilani2020.blogfa.com/post-39.aspx
Translate this page
خاطرات فراموش شده… – ” مادر …. پدر ” – …لعنت به این دنیا.

 







NS